چند هفته پیش جلسه مهمی داشتم. یکی از افراد جلسه، مدیر IT یکی از بزرگترین شرکتهای صنعتی کشور بود. جلسه که تموم شد در حال خداحافظی بودیم که ایشون رو به دیگران اشاره کرد و گفت “ما خیلی وقته این آقای ایزدی را میشناسیم!” خب راست میگفت 🙂 حدود ۲۰ سال از آشنایی ما میگذشت. …
تقریبا هر روز یا دیگه یکی دو روز یکبار به مردن و تموم شدن زندگی فکر میکنم. خیلی دلیل خاصی هم نداره؛ راستش بیشتر برام شکل جمع بندی زندگیم را داره 🙂 مرور اینکه چه کارهایی کردم و چه کارهایی بوده که میخواستم و نکردم! معمولا توی لیست کارهای نکرده خبر خاصی نیست به جز …

