مدیریت یک پروژه موفق را از نرگس کلباسی بیاموزیم!

نرگس کلباسی

نرگس کلباسی اشتری رو میشناسین؟ متولد ۱۳۶۷ و شهر اصفهان، بزرگ شده و درس خونده انگلیس و کانادا! من با نرگس و فعالیتهاش ۳-۴ سال پیش و بصورت کاملا اتفاقی آشنا شدم. اون موقع توی هندوستان فعالیتهای خیریه انجام میداد و بطور خاص تمرکز کرده بود روی بچه هایی که برای گدایی کردن معلول شده بودن (بخصوص نابینا شده بودن)؛ اگر فیلم میلیونر زاغه نشین (Slumdog Millionaire) رو دیده باشین دقیقا میدونین که این معلول کردن یعنی چی! 🙁 نرگس برای این بچه ها یک یتیم خانه به اسم پریشان ساخته بود و بطور کلی توی بخشهای بسیار فقیری از هند به کارهای خیریه مشغول بود.

یک اتفاق خیلی خیلی عجیب توی این مسیر و توی سال ۲۰۱۴ افتاد! توی یک ماجرای کاملا مبهم و مشکوک، به قتل غیر عمد یک بچه محکوم، زندانی و به اعدام محکوم شد!! بعدا که خودش توی یکسری مصاحبه ها از اون تجربه تعریف میکرد اشاره کرده بود که اصولا مافیای گدایی براش پاپوش درست کرده بودن چون عملا نرگس با اون یتیم خونه و فعالیتهاش ابزارهای درآمدزایی اون باندها (همون بچه های کور شده) رو ازشون گرفته بود. خلاصه اینکه فکر کنم سال ۹۵ خودمون بود که کلی کمپین اینترنتی راه افتاد که با هشتگ زدن و اینور و اونور مطلب نوشتن ازش حمایت کردن تا با مداخله های بین المللی بتونن حکم اعدامش رو لغو کنن! آخر سر هم با مداخله دولت ایران و وزارت امور خارجه و حمایت سفارت ایران توی هند رای دادگاه تجدید نظر به نفع نرگس صادر شد و بالاخره تبرئه شد. بعد از اون ماجرا به ایران برگشت و اتفاقا حضورش توی برنامه ماه عسل باعث شد که خیلیها توی ایران هم با فعالیتهاش آشنا بشن 🙂

اما خب نزدیک بشیم به موضوعی که باعث شد این نوشته رو بنویسم و عملا به عنوان این نوشته بر میگرده! 😉 چند ماهی نگذشته بود که زلزله سر پل ذهاب اتفاق افتاد و از اونجایی که این بشر سرش درد میکنه برای کارهای خیر و انسان دوستانه، دو روز نشده بند و بساط رو جمع کرد و پاشد رفت اونجا!! و عملا یک پروژه مدیریت بحران رو (دوست دارم بگم یک تنه 🙂 ) شروع کرد.

تعیین محدوده مناسب برای پروژه (Scoping)

اگر توی فضای کارهای پروژه ای فعالیت کرده باشین باید بدونید که خب یکی از مهمترین چالشهایی که همیشه باهاش درگیر هستین تعیین محدوده مناسب برای پروژه است. کارفرما میخواد هی محدوده (Scope) پروژه رو بزرگ کنه که چیز بیشتری گیرش بیاد و از اونور شما هم احتمالا میخوای محدوده رو کوچیک کنی که هم ریسک و دردسر پروژه کمتر بشه و هم زودتر به پول برسی! مهمترین نکته، حفظ تعادل بین این دوتا رویکرده و عملا چیزی که مهمه تعیین محدوده مناسب با در نظر گرفتن محدودیت منابع و همچنین تمرکز برروی ارزش نهایی خلق شده است. باید روی این تمرکز کنیم که کلا واسه چی داریم این پروژه رو انجام میدیم، تمرکز کنیم روی اون ارزشی که دنبالش بودیم و بر اساس منابعی که در اختیار داریم یک محدوده مناسب تعیین کنیم.

خب، نرگس توی ماجرای زلزله چه کار کرد؟ اول از همه توهم اینکه من یک تنه قراره کل مشکلات کرمانشاه و اطراف رو حل کنم رو گذاشت کنار و به مسئله واقع بینانه نگاه کرد! محدودیتهای مالی، زمانی و منابع (نیروی انسانی و …) رو در نظر گرفت و بعد از یکمقدار بررسی اولیه (فاز شناخت) کلا ۴ تا روستا رو به عنوان محدوده فعالیت خودش و تیم همراهش (یاران عشق) معرفی کرد. ماجرا هم خیلی ساده بود، حتی اسمی از روستاها برده نشد (منظورم اسم واقعیشونه) و همیشه با شماره اشون بهشون اشاره کرد.

بد نیست که یک یادآوری هم از فعالیتهای همون خیریه توی هندوستان بکنم که اونجا هم فقط یک بخش خاصی از کودکان روشون تمرکز شده بود.

اولویت بندی و برنامه ریزی اصولی و واقع بینانه

خب بطور طبیعی توی بحرانی مثل زلزله اولین اولویت همه میشه موضوع اسکان اما خب اینکه شما واقعا بیای و اولویتها رو خیلی اصولی بصورت کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت دسته بندی کنی و بعد بر اساس منابعی که در اختیار دارین بیای براش برنامه ریزی کنی و راهکار ارائه بدی کار هرکسی نیست! اما خب باید تا اینجا فهمیده باشین که نرگس هرکسی نیست 🙂 امیدوارم نوشتن این جمله یکجورایی توهین به کسی به حساب نیاد اما واقعا این برنامه ریزی اصولی که از تیم نرگس دیدم رو قبلا حتی توی برنامه دولت و نظام هم ندیدم!

شما اگر یک عکس ببینید که یکنفر داره توی چادر برای ۵۰-۴۰ نفر آدم روستایی بوم مدل کسب و کار (Business Model Canvas) رو پرزنت میکنه شاخ در نمیارین؟؟؟ من که تا ۲-۳ روز هنگ کرده بودم و هی میرفتم عکسها و توضیحات رو میخوندم که مطمئن بشم درست دیدم.

 

خب جالبه که بدونید از همون اول یکی از نیازهای شناسایی شده با اولویت بالا موضوع اشتغال بود! موضوعی که خب این زلزله روش تاثیر مستقیم گذاشته بود. خیلی ها دامدار بودن که الان دامهاشون از بین رفته بود، خیلی ها کارگر کارگاههای مختلف بودن اما کارگاهها تخریب شده بود و سناریوهای متعدد دیگه! جالب بود که استراتژی مواجهه با این شرایط حرکت به سمت اشتغالزایی حتی از نوع کارآفرینی بود. خیلی از اونهایی که قبلا کارگر بودن حالا میتونستن کارآفرین باشن (تبدیل تهدید به فرصت)! از کارگاههای خیاطی که راه اندازی شده تا بقیه فعالیتهای که توی این مسیر انجام شده میتونین بشنوین؛ حتی کارگاههای ساختمانی توسط اهالی روستاها فعال شدند و الان در حال ساخت و ساز هستند.

خلاصه اینکه شما هم توی پروژه هاتون یکمقدار اصولیتر و کاربردی تر اولویت بندیها و برنامه ریزیهاتون رو انجام بدین و همه چیز رو با همه چیز قاطی نکنید.

شفافیت در مراحل و نتایج پروژه

اگر بخوام از بین n تا مشخصه فعالیت نرگس و همراهانش توی این چند ماه فقط دو تا مورد رو ذکر کنم اولیش میشه اینکه تنها کسی بود که از همون اول بصورت مقیم مشغول به فعالیت و امداد رسانی شد و توی چندین ماه گذشته داره بین همون مردم زندگی میکنه!! اما دومیش که به اندازه همین اولی مهمه، شفافیت در اقدامات انجام شده و اهداف مورد نظر بوده! خب نرگس تنها کسی بود که برخلاف بقیه سلبریتیهایی که شروع به جمع آوری کمکهای نقدی و غیرنقدی کردن از همون روز اول بصورت روزانه داره گزارش میزان دریافتی و هزینه کرد وجوه رو گزارش میده؛ حتی هر چند روز یکبار برنامه زنده (Live) هم میزاره که مستقیم توضیحات بده و به سئوالها و ابهامات جواب بده! نکته جالب اینجاست که تا امروز بیشتر از شش میلیارد تومن کمک جمع کرده و با توجه به همین شفافیتی که میگم، علیرغم اینکه هزینه کردش حدود دو میلیارد تومن بوده و این یعنی که نزدیک به چهار میلیارد تومن هنوز نقدینگی داره اما مردم کمکهاشون رو قطع نکردن و هنوز بصورت روزانه مبلغ قابل توجهی کمک جدید جذب میکنه! اهداف هم که با توجه به محدوده تعریف شده (همون چهارتا روستایی که بالا گفتم) از همون روز اول مشخص و شفاف بود (دیگه اینجا توضیح خاصی نمیدم).

خب توی یک پروژه چی؟ توی پروژه هم یکی از مشکلاتی که همیشه وجود داره عدم شفافیت هست! اینکه یک مدیر پروژه بتونه بقیه رو بطور شفاف در جریان وضعیت پروژه قرار بده خیلی مهمه؛ مدیر پروژه اگر بتونه اینکه افراد دقیقا چه نقشی دارن ایفا میکنن و مثلا زمانی که میزارن داره کجا منعکس میشه رو خوب پرزنت کنه اونوقت افراد هم مشارکت بیشتری خواهند داشت و انرژی بیشتری رو صرف پروژه میکنن؛ اما اینکه کل افراد مرتبط با پروژه بخاطر این بیخبری توی فضای “آخرش که چی؟” باشن خب طبیعتا چیز خاصی هم ازشون در نمیاد 😉

درگیر کردن مستمر افراد (Engagement)

یکی دیگه از شاهکارهای نرگس جلب مستمر مشارکت افراد بوده و هست! نرگس بطور مستمر و در بازه های زمانی تعریف شده فراخوانهایی برای کمک ایجاد کرده و معمولا بازخوردهای خیلی خوبی هم گرفته؛ بعد از سی روز درخواست کرد که مردم ۳۰ هزار تومن واریز کنن، بعد از ۶۰ روز و … همینطور! همین چند روز پیش یک فراخوان داد که هرکسی فقط پنج هزار تومن واریز کمک کنه و اتفاقا خیلی هم بین صفحات اینستاگرام مورد حمایت و تکرار قرار گرفت. میتونید حدس بزنید توی همین فراخوان چقدر کمک جمع شد؟ من خودم که عمرا تصورش رو نمیکردم!! آخرین باری که من آپدیت رو دیدم نزدیک به ۶۰۰ میلیون تومان بود! اگر فرض کنیم که جدی جدی افراد همون ۵ هزار تومن رو واریز کرده باشن، این یعنی مشارکت ۱۲۰ هزار نفر در این فراخوان!!!

خب شما در طول پروژه چقدر افراد رو درگیر میکنید؟ منظورم یک نوع درگیری فراتر از اون امور وظیفه ای مربوط به پروژه است. اینکه یکهو افراد هیجان زده بشن و بخوان یک کاری فراتر از اون وظایف روتینی که بهشون محول شده انجام بدن و از نتیجه اون فعالیت انرژی مثبتی کسب کنن و برای همون وظایف روتین انرژی بیشتری بزارن و به قول معروف انگیزه بیشتری برای کار بهتر پیدا کنن!

جمع بندی

راستش برای نوشتن این مطلب خیلی هیجان داشتم و مدت زیادی بود که بخشهای اولیه اش رو نوشته بودم اما فرصت نمیشد که کاملش کنم. الان هم دیگه به این نتیجه رسیدم که طولانی تر شدن این نوشته میتونه حوصله سربر باشه پس دیگه ادامه نمیدم. توی این چند ماه که بطور مستقیم از طریق اینستاگرام کارهای نرگس رو دنبال میکنم خیلی چیزها ازش یاد گرفتم که امیدوارم بقیه هم از این تجربیات استفاده کنند. و البته متاسفم که توی کشور این بستر مهیا نیست که این آدم یک موقعیت خیلی جدی برای اداره ممکلت داشته باشه، چون مطمئنم که اگر چنین موقعیتی داشت وضع هممون خیلی خیلی بهتر بود. امیدوارم که سالهای سال سلامت باشه و پر انرژی تا بتونه همینقدر تاثیرگذار به نسل بشر کمک کنه 🙂

اگر روی اون عکس بالا کلیک کنید به صفحه اینستاگرامش منتقل میشید.

 

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.